تبليغاتX
حسین حسین حسین شعار ماست
حسین حسین حسین شعار ماست
امام حسین و 72 تن از یارانشان
حسین

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

***

قیامت بی حسین غوغا ندارد ، شفاعت بی حسین معنا ندارد ، حسینی باش که در محشر نگویند ، چرا پرونده ات امضا ندارد

***

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است ، از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیکترین راه به الله حسین است

***

آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

***

دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله ، چون زمین هم میکند با نام زینب هلهله . دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود ، صحنه جنگیدن عباس اکران میشود . آغاز ماه محرم را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میکنم

***

گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست ، علم فاطمه دست قلم عباس است . تسلیت باد فرا رسیدن محرم الحرام

***

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم

***

السلام علیک یا اباعبدالله : دیباچه عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود . آغاز محرم حسینی را تسلیت عرض مینمایم

***

به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند که در بازار عشقت ، به جز جان هیچ کالایی ندارم یا حسین جان



 


لينك | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 22:2 توسط جمعی از برو بچ امام محمد باقر|
اسامى و تعداد شهداى كربلا  


اقوال در تعداد شهداى بنى هاشم در روز عاشورا 
ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين شهداى بنى هاشم را كه در روز عاشورا به شهادت رسيده اند با حسين بن على و مسلم بن عقيل كه در كوفه به هشادت رسيد 22 نفر مى داند و در زيارت ناحيه مقدسه كه در جلد دهم بحار الانوار از اقبال سيد بن طاووس نقل شده است 17 تن نام برده مى شود. نيز به روايت ابن عباس ، اميرالمومنين عليه السلام در نينوا آن گاه كه به صفين تشريف مى برد فرمود: و هزه ارض كرب و بلا يدفن فيها الحسين عليه السلام و سبعه عشر رجلا من ولدى و ولد فاطمه
ظاهرا مراد از فاطمه مادر اميرالمومنين عليه السلام يعنى فاطمه بنت اسد بن هاشم باشد نه فاطمه زهرا عليه السلام و شاهد آن روايتى است كه حضرت باقر عليه السلام مى فرمود:
قتلوا سبعه عشر انسانا كلهم ارتكضوا فى بطن فاطمه بنت اسد ام على عليه السلام
در روايت ريان بن شبيب حضرت رضا عليه السلام فرموده :
و قتل معه من اهل بيته ثمانيه عشر رجلا مالهم فى الارض شبهونسرمايه سخن ، ج محرم ، ص 108 به نقل از قمقام (687)
به روايت عبدالله بن ربيعه حميرى ، زحر بن قيس به يزيد بن معاويه گفت : بشارت باد تو را كه حسين بن على با 18 نفر مرد از اهل بيت و 60 نفر از شيعيان خود بر ما وارد شد. (688اعلام الورى ، ص 246)
چنان كه در صفحات قبل هم متذكر شديم عمر سعد روز قتل را در كربلا بود تا روز ديگر پيران و معتمدان را بر امام زين العابدين و دختران اميرالمومنين عليه السلام و ديگر زنان موكل گردانيد و جمله بيست زن بودند. امام زين العابدين آن روز 22 ساله بود و امام محمد باقر چهار ساله بود و هر دو در كربلا بودند خداوند ايشان را محفوظ داشت از براى آن كه امامت ظاهر نشده بود، چون امامت ظاهر شود حفظ او بر خلق واجب بود.
چون عمر سعد از كربلا رفت قومى از بنى اسد كوچ كرده مى رفتند، چون به كربلا رسيدند و آن حالت را ديدند امام حسين عليه السلام را تنها دفن كردند و على بن الحسين را در پايين پاى او نهادند و عباس را بر كناره فرات آن جا كه شهيد كرده بودند دفن كردند و قبرى كندند و جمله شهدا را در آن قبر نهادند و حر بن يزيد را اقرباى او در جايى كه شهيد كرده بودند دفن كردند و قبرهاى شهدا معين نيست كه هر يك كدام است الا آن كه بى شك حائر محيط است ، همگى از ظرف پايين پاى حسين عليه السلام مگر آن كه على بن الحسين الاصغر نزديكتر است به پايين پاى حسين عليه السلام . بنواسد بر قبايل عرب فخر آورند كه ما نماز بر حسين خوانديم و دفن كرديم امام و اصحاب او را.
روز دوم از قتل امام ، سر مقدس امام و شهدا به كوفه رسيد. عبيدالله زياد در قصر الاماره بنشست و سر امام حسين عليه السلام پيش او نهادند. لعين چون چشم به سر امام انداخت از خر مى بخنديد. (689) قضيبى بر دست داشت ، بر لب و دندان امام مى زد زيد بن ارقم حاضر بود. او از بزرگان صحابه رسول الله بود. گفت : چوب از لبان حسين بردار. به خدا سوگند كه معبودى غير او نيست ديدم اين دو لب را رسول خداى بى شمار مى مكيد.
زيد گريه زياد كرد. ابن زياد ولدالزنا گفت : خدا چشم تو را بگرياند، آيا گريه مى كنى براى فتح خداى ، به خدا كه اگر پيرمرد نبودى هر آينه گردنت را مى زدم ! زيد برخاست و به منزل خود رفت . (690كامل بهائى ، ج 2، ص 28)
اسامى شهداى كربلا وتني چند از همراهان خامس آل عبا  
شهيدان كربلا آموزگاران بشريتند و نام جاويدانشان بر تارك روزگار مى درخشد، به جاست ما نيز نام هاى مقدس آنان را زينت بخش اين نوشتار كنيم . اين نام ها را به ترتيب حروف الفبا و در دو بخش بنى هاشم و غير بنى هاشم مى آوريم .
الف - شهداى كربلا از بنى هاشم

 
فرزندان اميرالمومنين على بن ابيطالب عليه السلام  
1 - ابوبكر بن على (شهادت او در كربلا قطعى نيست(
2 - محمد الاصغر بن على(مادرشان ليلي بنت مسعود دارميه)

 3 - عباس بن على (ابوالفضل العباس)(
4-   جعفر بن على
-5عبدالله بن على
6 عثمان بن على( مادرشان ام البنين فاطمه بنت حزام بن خالد(
-7عون بن علي(مادرش اسما بنت عميس)
-8 عمر بن على)مادرش صهباثعلبيه
-9محمد بن على)مادرش امامه بنت ابي العاص العبشميه)
فرزندان امام حسن مجتبى عليه السلام  
11 - ابوبكر بن الحسن
12 - بشر بن الحسن
13 - عبدالله بن الحسن
14 - القاسم بن الحسن
فرزندان حضرت سيدالشهدا امام حسين عليه السلام  
15 - ابراهيم بن الحسين (اين نام را ابن شهر آشوب در كتاب المناقب آورده است )
16 - عبدالله الرضيع (شيرخوار)
17 - على بن الحسين الاكبر عليه السلام
فرزندان عبدالله بن جعفر و زينب سلام الله عليها  
18 - عبيدالله بن عبدالله بن جعفر
19 - عون بن عبدالله بن جعفر
20 - محمد بن عبدالله بن جعفر
فرزندان عقيل  
21 - جعفر بن عقيل(مادرش امالثغر كه مشهور به ام الخوصاالعامريه(
22 - عبدالرحمن بن عقيل( مادرش ام ولد)
23 - عبدالله الاكبر بن عقيل
24 - عبدالله بن مسلم بن عقيل
25 - عون بن مسلم بن عقيل
26 - محمد بن مسلم بن عقيل)مادرشان رقيه خاتون بنت امام علي كه بعدازكربلا شهيد شدند)
27 - مسلم بن عقيل( مادرش ام ولد)
28 - جعفر بن عقيل (مادرش امالثغر كه مشهور به ام الخوصاالعامريه)

29 - احمد بن عقيل( مادرش ام ولد)

ب - شهداى كربلا از غير بنى هاشم  
1 - ابراهيم بن الحضين الاسدى
2 - ابو الحتوف بن الحارث الانصارى
3 - ابوعامر النهشلى
4 - اسلم التركى (خدمتگزار امام عليه السلام )
5 - ادهم بن اميه العبدى
6 - اميه بن سعد الطائى
7 - انس بن الحارث الكاهلى
8 - انيس بن معقل الاصبحى
9- برير بن خضير الهمدانى
10 - بشر بن عبداله الحضرمى
11 - بكر بن حى التيمى
12 - جابر بن الحجاج التيمى
13 - جبله بن على الشيبانى
14 - جناده بن الحارث الهمدانى
15 - جناده بن كعب الانصارى
16 - جندب بن حجير الخولانى
17 - جون (خدمتگزار ابوذر غفارى )
18 - جوين بن مالك التميمى
19 - الحارث ابن امر القيس الكندى
20 - الحارث بن النبهان
21 - الحباب بن الحارث
22 - الحباب بن عام الشعبى
23 - حبشى بن القيس النهمى
24 - حبيب بن مظاهر (يا مظهر) الاسدى
25 - الحجاج بن بدر السعدى
26 - الحجاج بن مسروق الجعفى .
27 - حر بن زيد الرياحى
28 - حلاس بن عمرو الراسبى
29 - حنظله بن اسعد الشبامى
30 - حنظله بن عمرو الشيبانى
31 - رافع ، مولى مسلم الازدى
32 - زاهر بن عمرو الكندى (مولى عمرو بن الحمق )
33 - زهير بن بشر الخثعمى
34 - زهير بن سليم الازدى
35 - زهير بن القين البجلى
36 - زياد بن عريب الصائدى
37 - سالم ، مولى بنى المدينه الكلبى
38 - سالم ، مولى عامر العبدى
39 - سعد بن الحارث الانصارى
40 - سعد، مولى على بن ابى طالب عليه السلام
41 - سعد، مولى عمرو بن خالد الصيداوى
42 - سعيد بن عبدالله الحنفى
43 - سلمان ، مولى الحسين عليه السلام
44 - سليمان ، مولى الحسين عليه السلام
45 - سوار بن منعم النهمى
46 - سويد بن عمرو بن ابى المطاع
47 - سيف بن الحارث بن سريع الجابرى
48 - سيف بن مالك العبدى
49 - شبيب ، مولى حارث الجابرى
50 - شوذب ، مولى بنى شاكر.
51 - ضرغامه بن مالك
52 - عائد بن مجمع العائذى
53 - عابس بن ابى شبيب الشاكرى
54 - عابر بن حساس بن شريح
55 - عامر بن مسلم العبدى
56 - عباد بن المهاجر الجهنى
57 - عبدالاعلى بن يزيد الكلبى
58 - عبدالرحمن الارحبى
59 - عبدالرحمن بن عبد ربه الانصارى
60 - عبدالرحمن بن عروه الغفارى
61 - عبدالرحمن بن مسعود التيمى
62 - عبدالله بن ابى بكر (اين نام راجاحظ در كتاب الحيوان آورده است )
63 - عبدالله بن بشر الخثعمى
64 - عبدالله بن عروه الغفارى
65 -عبدالله بن عمير بن حباب الكلبى
66 - عبدالله بن يزيد الكلبى
67 - عبيدالله بن يزيد الكلبى
68 - عقبه بن سمعان
69 - عقبه بن الصلت الجهنى
70 - عماره بن صلخب الازدى
71 - عمران بن كعب بن حارثه الاشجعى
72 - عمار بن حسان الطائى
73 - عمار بن سلامه الدالانى
74 - عمرو بن عبدالله الجندعى
75 - عمرو بن خالد الازدى
76 - عمرو بن خالد الصيداوى
77 - عمرو بن قرظه الانصارى
78 - عمرو بن مطاع الجعفى
79 - عمرو بن جناده الانصارى
80 - عمرو بن ضبيعه الضبعى
81 - عمرو بن كعب ، ابو ثمامه الصائدى
82 - قارب ، مولى الحسين عليه السلام
83 - القاسط بن حبيب الازدى
84 - القاسم بن حبيب الازدى
85 - كردوس التغلبى
86 - كنانه بن عتيق التغلبى
87 - مالك بن الدودان
88- مالك بن عبدالله بن سريع الجابرى
89 - مجمع الجهنى
90 - مجمع بن عبيدالله العائذى
91 - محمد بن بشير الحضرمى
92 - مسعود بن الحجاج التيمى
93 - مسلم بن عوسجه الاسدى
94 - مسلم بن الكثير الازدى
95 - مقسط بن زهير التغلبى (احتمالا مقسط بن عبدالله بن زهي)
96 - منجح ، مولى الحسين عليه السلام
97 - الموقع بن ثمامه الاسدى
98 - نافع بن الهلال البجلى
99 - نصر، مولى على عليه السلام
100 - نعمان بن عمرو الراسبى
101 - نعيم بن عجلان الانصارى
102 - واضح الرومى ، مولى الحارث السلمانى
103 - وهب بن حباب الكلبى
104 - يزيد بن ثبيط العبدى
105 - يزيد بن زياد بن مهاصر الكندى
106 - يزيد بن مغفل الجعفى .
حال اگر شهداى بنى هاشم را نيز به اين عدد بيفزايم ، شماره شهداى كربلا به 136 نفر خواهد رسيد، و اگر قيس بن مسهر صيداوى ، عبدالله بن يقطر و هانى بن عروه را نيز جزو شهداى كربلا به شمار آوريم ، رقم رزمندگان ارودى حسينى به 139 نفر خواهد رسيد درود خدا بر سرور شهيدان و ياران با وفايشمحسن امين جبل عاملى (متوفى 1371 قمرى ) صاحب كتاب اعيان الشيعه . (691)
شهداى از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله  
صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله كه در واقعه كربلا به شهادت رسيدند پنج نفر بودند:
1 - انس بن الحرث كاهلى كه همه مورخين شهادت او را در كربلا ذكر كرده اند.
2 - حبيب بن مظاهر اسدى ، ابن حجر ذكر كره است
3 - مسلم بن عوسجه اسدى ، محمد بن سعد در طبقات ذكر كرده است .
4 - هانى بن عروه مرادى كه دركوفه با مسلم بن عقيل شهيد شد و بيش از هشتاد سال داشت
5 - عبدالله بن يقطر حميرى كه سن او با سن امام حسين عليه السلام برابر بود، او نيز قبل از امام عليه السلام در كوفه شهيد شد.ا بصار العين ، 128. (692)
مادران شهدا كه در كربلا بودند  
سماوى نقل كرده است كه در كربلا نه نفر شهيد شدند كه مادران آنان نيز در كربلا حضور داشتند:
1 - عبدالله بن الحسين عليه السلام كه مادرش رباب است
2 - عون بن عبدالله بن جعفر، مادرش زينب كبرى است
3 - قاسم بن الحسن عليه السلام ، مادرش رمله است
4 - عبدالله بن الحسن عليه السلام كه مادرش دختر شليل بجلى است
5 - عبدالله بن مسلم كه مادرش رقيه دختر على عليه السلام است
6 - محمد بن ابى سعيد بن عقيل
7 - عمرو بن جناده كه مادرش او را امر به جنگ با دشمنان امر مى كرد
8 - عبدالله كلبى كه او نيز بر اساس آنچه طاووسى ذكر كرده است مادرش ‍ او را ترغيب به جهاد مى كرد
9- على بن الحسين عليه السلام ، مادرش ليلا است كه در خيمه ايستاده بود و دعا مى كرد، بر اساس آنچه در بعضى از اخبار آمده است ، و هنگامى كه آن بزرگوار را شهيد كردند او شاهد شهادت فرزندش بود. ابصار العين ، (693)

 منزلگاه هاي مكه تا كربلا با كاروان

 

منزلگاه وادي تنعيم

چون موكب همايوني در اين وادي منزل گزيد عون وجعفرفرزندان عبدالله جعفر امن نامه مكتوب عمرو بن سعيدوالي حرمين شريفين راخدمت امام آوردند ولي بر عزم امام افاغه نكرد

سيد بن طاووس(ره)نقل مي كند:

كاروان هدايا از يمن به جهت يزيد امام زمانه ارسال ميشد كه خامس آل

عبا هدایارا چون برای امام وقت بود تصرف و هدايا را اخذ فرمودند و بعضي شترها را كرايه كردند.

وادي صفاح

ملاقات با فرزدق بن غالب شاعرمعروف درسنه 60 با مادرش به بيت الله الحرام بود پس از سؤال امام از احوال كوفه گفت:مردمان را دل با شما و تيغ بر نصرت بني اميه همي زنند

وادي ذات عرق

در اين منزل چند نفر من جمله بشير بن غالب كه از عراق به كوفه مي آمد ازعزيمت به كوفه منع كردند وگفت :يابن رسول الله اهل كوفه دلها مايل به شما ولي شمشيرهاشان با اهل باطل.

امام فرمودند ان الله يفعل ما يشاء و يحكم ما يريد

با تشکر از وبلاگhttp://karbobla.blogfa.com/post-5.aspx


لينك | نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 19:5 توسط جمعی از برو بچ امام محمد باقر|

لينك | نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 14:40 توسط جمعی از برو بچ امام محمد باقر|
امام حسین
سلام بر بچ تصمیم گرفتند در مورد امام حسین بذاریم

سوم شعبان سال 4 هجري دومين سبط وريحانه‌ي رسول اكرم (ص) و سومين پيشوا و امام معصوم و پنجمين چهره‌ي درخشان آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسين در خانه علي و فاطمه (س) متولد شد و جهان از ولادت آن حضرت روشن و منور گشت.
حضرت امام حسين(ع) در آغوش پيامبر بزرگ اسلام (ص) به مدت 7 سال تربيت يافت و درباره امام حسين(ع) پيامبر مكرر فرموده است: خدايا من حسين را دوست مي دارم پس دوست بدار كسي كه او را دوست مي دارد و در جاي ديگر مقام آن حضرت را به قدري بالا برده است كه مي فرمايد:
حسين مني و انا من حسين، حسين از من است و من از حسينم، و پيامبر امام حسين را احياء كننده شريعت خود و نگه دارنده‌ي قرآن و مكتب خود مي داند و اين مقام را بدست نياورد جزء با پاسداري خالصانه‌ي حضرتش از اسلام و قرآن و نثار خون پاك و مقدسش در احياي دين جدش رسول الله (ص)، درود خدا بر او و اهل بيتش باد.
امام حسين (ع) جلوه اوصاف پيامبران است وجود مبارك امام حسين (ع) كه در آيينه‌ي قرآن و در عرصه گاه وجود پيامبر اسلام و در صفحه‌ي روشن بصيرت و بينش خود همه پيامبران را با ارزش هاي وجودي آنان مي ديد سرا پا عاشق آنان شد و در دنياي باطنش همراه و همراز آنان گشت و از ارزشهاي وجود آنان به شدت رنگ گرفت تا جايي كه وارث آنان شد.
هنگامي كه مي گوييم حسين وارث پيامبران است به اين معنا نيست كه آن حضرت از آن بزرگواران ارث مادي برده است بلكه به اين معنا است كه آن جلوه‌گاه حقيقت همه‌ي ارزشهاي الهي و معنوي آنان را به ارث برده است.
پربارترين و سنگين ترين ارثي كه از پيامبران براي پس از خودشان باقي ماند ارزش هاي الهي و انساني و فرهنگ ثمر بخش و پاكشان بود كه هر انساني با نشان دادن لياقت و شايستگي و از طريق حسب و نسب معنوي مي توانست از آن بزرگواران ارث ببرد و در ميان همه سهم ارث بري امام حسين (ع) به خاطر بستگي روحي به آنان، سهم فوق العاده اي بود.
امام حسين (ع) از حضرت آدم (ع) مقام خلافت، مقام علم همه‌ي اسماء، مقام هدايت و مقام كرامت را به ارث برد و از حضرت نوح مقام تبليغ و صبر و استقامت و دلسوزي و مهرورزي به بندگان خدا و از حضرت ابراهيم مقام دوستي و دعا و تسليم و امامت و از حضرت موسي مقام پايداري و مبارزه سخت بر ضد ستمگران و از حضرت عيسي مقام معنوي و باطني و از پيامبر اسلام همه‌ي ارزش هاي الهي و از امير المومنين علي (ع) همه‌ي حقايق را به‌ميراث برد و از طريق اين ارث بري و همنشيني باطني به جايي رسيد كه در زيارت وارث به آن حضرت خطاب مي شود.
 « اشهد انك الامام البر التقي الرضي الزكي الهادي المهدي »
گواهي مي دهم كه تو يقينا پيشوا، نيكوكار، اهل رضايت از حق، و پاك و پاكيزه، هدايت كننده، هدايت شده اي

 


لينك | نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 14:39 توسط جمعی از برو بچ امام محمد باقر|
سایت

 معرفی یک سایت مفید قرآنی

در میان جستجوهای اینترنتی به سایتی برخوردم

 تحت عنوان ( مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت علیهماالسلام )

 که حاوی اطلاعات بسیار مفیدی در زمینه اسلام و قرآن و اهل بیت علیهماالسلام

و با هدف اطلاع رسانی مطالب شیعه، معرفی اسلام، پاسخ به شبهات

 در سطح جهانی  به 27 زبان دنیا می باشد

این سایت هم اکنون رتبه اول استقبال ازپایگاه های شیعی را احراز کرده است

 ومطمئن هستم اطلاعات مفیدی را از آن کسب خواهید کرد

http://www.al-shia.com/html/far/

 

 


لينك | نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:37 توسط جمعی از برو بچ امام محمد باقر|

بسم الله الرحمن الرحیم

با نام ویاد خداآغاز می کنم مباحثی درمورد زندگانی خاتم الانبیاء حضرت محمد(ص) وخلفای راشدین (رض) تا هم برسطح آگاهی بنده افزوده گردد وهم بعضی موارد ومطالب که روی آنها سرپوش نهاده شده آشکار گردد:

زندگانی حضرت محمد (ص)

رسول خدا دریکی از بزرگترین خاندان های عرب یعنی بنی هاشم بدنیا آمده است زیرا طایفه بنی هاشم از بزرگترین شاخه های طایفه قریش بودند وقریش نیزازبزرگترین طایفه های عرب وبلند مرتبه ترین آنان بودند .

پیامبر (ص) یتیم بزرگ شد زیرا دوماهه درشکم مادر بود  که پدزش عبدالله فوت نمود. ودرشش سالگی نیز مادرش آمنه فوت کرد  وپیامبر خدا دردوران بچگی مزه تلخ محروم بودن از مهر ومحبت پدر ومادری محروم شد  بعد ازفوت مادرپیامبر عبدالمطلب پدربزرگ محمد سرپرستی اورا به عهده گرفت درسن هشت سالگی پیامبر عبدالمطلب نیز فوت نمود وبعد ازاو عموی پیامبر ابوطالب سرپرست اوشد تا اوبزرگ ونیرومند گردید .

 رسول خدا ۴ سال اول زندگیش رادرصحرا ودرمیان خانواده بنی سعد سپری نمود که صحرا نشینی باعث شدتا  دارای جسمی قوی بدنی سالم وزبانی فصیح شودو در کودکی اسب سواری رابه خوبی یاد بگیرد.

اودر اوایل جوانی گوسفندان مردم مکه را چوپانی می کرد وازآنان دستمزد می گرفت ودر ۲۵ سالگی با اموال ودارایی های خدیجه مشغول تجارت شد.

رسول خدا پیش ازآنکه به پیامبری مبعوث گردند دوبار به شهرهای بصری در منطقه شام سفرکرده است بار اول دردوازده سالگی به همراه عمویش ابوطالب جهت تجارت به شهر بصری سفر کرد وبار دوم درسن ۲۵ سالگی بااموال خدیجه جهت تجارت به این شهر رفت.

محمد(ص) در غار حرا

چند سال پیش ازبعثت پیامبر خداوند علاقه به خلوت وگوشه نشینی رادردل آن حضرت قرار داده بود ایشان درهرسال درماه مبارک رمضان درغار حرا به عبادت خداوند وتکر درنعمت های بزرگ الهی می پرداخت. حضرت همین کار را ادامه داد تا درهمان غار وحی فرستاده وقرآن برپیامبر نازل گردید.

بعثت پیامبر(ص)

وقتی پیامبر چهل سال راتمام کرد وحی برایشان نازل گردید؛ (ام المومنین) عایشه رضی الله عنها چگونگی نازل شدن وحی رااینچنین بیان می کند او می گوید: اولین مرحله نازل شدن وحی بررسول خدا خوابهای راست وصالح بود پیامبر هرخوابی راکه می دید نتیجه آن مانند روشن صبح آشکار می گردید او سپس به خلوت وکناره نشینی علاقمند شد وشبهای پشت سرهم درغار حرا خلوتنمود ودرآنجا مشغول عبادت خداوند بودتا درآن غار وحی برایشان نازل شد و جبرئیل نزد او آمد گفت بخوان محمد گفت خواندن نمی دانم  جبرئیل او را گفت وچنان فشارش داد که پیامبر ناراحت شد باز رهایش کرد وگفت : بخوان . باز هم محمد گفت خواندن نمی دانم . جبرئیل تاسه نوبت اورا گرفت وفشار داد ودربار سوم گفت : « ‌اقرا باسم ربک الذی خلق »

رسول خدا درحالی که ترسیده بود وبدنش می لرزید به خانه خدیجه برگشت وگفت : مرا بپوشانید؛ ایشان رابا پارچه ای پوشاندند تا ترسش برطرف شد سپس واقعه رابرای خدیجه بیان کرد او گفت : ازخویش می ترسم ؛ خدیجه گفت نه نترس به خدا سوگند خداوند هرگز تورا نمی آزارد ؛ زیرا تو صله رحم انجام می دهی روزی کسب می کنی مهمان نواز هستی ودرانجام کارهای حق کمک می کنی.

اولین کسانی که به پیامبر (ص) ایمان آوردند:

اولین کسانی که به پیامبر ایمان آورد ند از زنان همسرش خدیجه بود پازکودکان علی ابن ابی طالب که ده سال داشت ایمان آورد  واز مردان ابوبکر صدیق به رسالت آن حضرت ایمان آوردند.

پیامبر به مدت سه سال محرمانه کسانی را که به عقل وخرد آنان اطمینان داشت به دین اسلام دعوت کرد تا جمعی از مردان صاحب عقل وخرد مسلمان شدند.

پس ازآنکه تعداد مسلمانان نزدیک به سی نفر رسید خداوند به پیامبر دستور داد تامردم را آشکارا به دین اسلام دعوت نمایند واز این مرحله بود که بت پرستان ومشرکان شروع به آزار واذیت مسلمانان نمودند.

هجرت به حبشه

پس ازعلنی شدن دعوت پیامبر مشرکان به آزار واذیت  مسلمانان پرداختند بطوریکه بعضی ازیاران پیامبر زیر شکنجه های کفار شهید شدند وبعضی دیگر نابینا ومجروح شدند ولی آنان برعقیده خویش ثابت ماندند . مشرکین چون استقامت مسلمانان رادیدند  تصمیم گرفتند که باپیامبر صلح کنند وبه آن حضرت گفتند : هرچه مال وثروت از ما درخواست کنی به تو می دهیم وتورا پادشاه خود می کنیم  بشرط اینکه ازتبلیغ این دین دست بردارید اما آن حضرت فرمودند : به خدا قسم اگر آفتاب رادر دست راست وماه رادردست چپ من بگذارند ازدعوت خود دست برنمی دارم تا ماموریت خود راانجام دهم یا دراین راه کشته شوم.

با زیاد شدن آزار اذیت مشرکین نسبت به مسلمانان پیامبر دستور دادند: از مکه بیرون روید وبه حبشه هجرت کنید که درآنجا پادشاهی عادل حکومت می کند و درآن سرزمین برکسی ظلم نمی شود تا خداوند برای شما گشایشی حاصل کند.

هجرت به مدینه

خبر مسلمان شدن  تعداد زیادی از مردم مدینه به گوش قریش رسید وآنان آذیت وآزارشان رانسبت به مسلمانان شدیدتر کردند به همین خاطر رسول خدا به مسلمانان دستور داد تا به مدینه هجرت کنند  مسلمانان بطور محرمانه به مدینه هجرت نمودند  ولی عمربن خطاب (رض) آشکارا هجرت کرد اواعلام نمود که می خواهد به مدینه هجرت کند به آنان گفت : کسی که می خواهد مادرش به عزایش بنشیند فردا دراین وادی سرراه من قرار بگیردولی کسی جرات نداشت که درراه او حاضر شود.

وقتی مشرکین قریش فهمیدند که مسلمانان در مدینه در عزت وآرامش بسر می برند  درمحلی بنام دارالندوه  جلسه ای تشکیل دادند  آنان تصمیم گرفتند که شخص پیامبر را به قتل برسانند گفتند درهر طایفه ای جوانی نیرومند انتخاب شود وباهم محمد رابکشند تا خون درمیان طایفه ها تقسیم شود  جوانان انتخاب شده در کنار درخانه آن حضرت کمین گرفتند تا شب هجرت ایشان رابکشند اما رسول خدا آن شب در بسترش نخوابید و وحضرت علی درجای او خوابید و وقتی مشرکان به خانه پیامبر هجوم بردند دیدند که حضرت علی دربستر پیامبر خوابیده است.

آری پیامبر خانه اش را ترک نمود ولی کسانی که درکمین بودند تا ایشان را به شهادت برسانند آن حضرت را ندیدند رسول خدا به خانه ابوبکر(رض) رفت  ابوبکر ازپیش دوشتر رابرای سواری خود وپیامبر آماده کرده بودآنان بسوی مدینه حرکت کردند وابوبکر (رض) مردی را برای راهنمایی اجاره گرفت .

نجات پیامبر از قتل برای قریش قیامتی شد آنها از راه مکه به مدینه به دنبال حضرت محمد وابوبکر رفتند اما آنها رانیافتند سپس  با رد پایابان خبره از راه یمن تا غار ثور رفتند و دردو غار ماندند  بعضی گفتند شاید محمد ورفیقش در این غار باشند اما بعضی دیگر گفتند مگر نمی بینید که عنکبوت در غار راتنیده وکبوتران درآنجا لانه ساخته وتخم گذاشته اند همه اینها دلیل براین است که کسی مدتها داخل غار نشده است.

بعد از آن واقعه عظیم وتاریخی در غار ثور رسول خدا درراه مدینه وارد روستای قبا شد ودر آنجا اولین مسجد دراسلام را بنا نمود سپس به مسیرش ادامه داد وهنگام فرارسیدن نماز جمعه ایشان وارد قبیله بنی سالم بن عوف شدند ودرآنجا مسجدی ساختند واولین نماز جمعه رادرآنجا اقامه نمودند.

جنگهای پیامبر:

هرجنگی که پیامبر درآن شخصا حضور داشته اند را غزوه می نامند

وهر جنگی که بدون حضور شخصی پیامبر بود سریه نام دارد

تعداد غزوات پیامبر  ۲۶ غزوه است وتعداد سریه های پیامبر ۳۸  سریه است

از میان غزوات یازده غزوه ازهمه مشهورترند که عبارتند از: غزوه بدر ؛ غزوه احد ؛ غزوه بنی نضیر  ؛ غزوه احزاب ؛ غزوه بنی قریظه ؛ غزوه حدیبیه ؛ غزوه خیبر ؛ غزوه تبوک ؛ غزوه فتح مکه ؛ غزوه حنین ؛ و غزوه تبوک رانام  برد  درمورد چگونگی اتفاق این غزوات به کتاب زندگانی حضرت محمد وخلفای راشدین تالیف مصطفی السباعی چاپ انتشارات کردستان مراجعه شود.

پیامبر درسال دهم هجری  ودرسن ۶۳ سالگی دارفانی راوداع گفته وبه دیار باقی شتافتند

 


لينك | نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:36 توسط جمعی از برو بچ امام محمد باقر|
جامعه و انسان هاي قرآني
قرآن مجيد، كتاب زندگي است، هم زندگي فردي و هم زندگي جمعي. هم به افراد نظر دارد كه از جمع آحاد سالم، جامعه سالم ساخته مي شود و هم جامعه كه جامعه سالم، بسترساز رشد انسان هاي سالم است. پس شايسته است زندگي خويش را قرآني كنيم تا تجسم آيه ٢ سوره انفال شويم كه در تعريف مومنان مي فرمايد: كساني هستند كه هرگاه ذكر خدا شود، قلب ها (از غضب خدا) به خوف دچار مي شود و هرگاه آيات خداوند بر آنان خوانده شود، ايمانشان زياد مي شود و بر خدا توكل مي كنند. حال به خود نگاه كنيم به تأثيرپذيري پنداري و رفتاري مان از قرآن، آيا به راستي از ذكر و ياد خدا قلب هايمان به تپش مي افتد؟ آيا از شنيدن آيات قرآن لااقل به اندازه همكلامي با آن كه دوستش مي داريم لذت مي بريم؟ آيا مراودات اجتماعي ما نشانه افزايش هر روزه ايمان ما به بركت شنيدن آيات قرآن هست؟ آيا در زندگي به خدا توكل مي كنيم؟ البته بايد اين گونه باشد والا بايد به جست وجوي چرايي ماجرا رفت و دريافت اين كه چرا ذكر خدا، شادمان نمي كند و شنيدن آيات، ايمان افزاي ما نمي شود.به گمان نگارنده مسئله اصلي، سواي ميزان دريافت ما از زبان قرآن، اين است كه ما كمتر خود را مخاطب قرآن مي دانيم و كمتر احساس مي كنيم. آيه به آيه قرآن خطاب به هر كداممان است كه اگر خود را مخاطب آيات مي دانستيم، هم لذت مي برديم و هم ايمان ما زياد مي شد و هم ايمان در رفتار اجتماعي ما بروز مي يافت و آن وقت روزگاري خوش داشتيم كه روزگار مومناني كه هر روز ايمانشان تكامل مي يابد، بسيار زيباست و عاري از زشتي هايي چون دروغ و حسد و بدرفتاري. بياييم خود را مخاطب قرآن بدانيم تا هر آيه اي كه مي خوانيم و مي شنويم زندگي ما را زيباتر كند و بياييم به خدا توكل عملي داشته باشيم تا در زندگي و كار و از همه فراز و فرودها، سربلند و آزاده باشيم چه آن كه به خدا توكل كند نه از غير او هراس دارد و نه به غير او متوسل مي شود و نه ناحق مي كند و نه به ناحق كمك مي كند. توكل به خدا، كليد زندگي احرار و آزادگان است...

كسي كه توكل دارد، توسل دارد، زندگي اش اخلاقي مي شود، دستش به اندازه دراز است، زبانش هم. توكل او را از آز و حرص و طمع پرهيز مي دهد و او را از فروغلتيدن در گرداب اختلاس و باطل كرداري مصون مي دارد چه مي داند خداوند رزاق، روزي او را كفايت مي كند، اما ...اما اين همه آز، اين همه افزون خواهي، اين همه بيماري مالي و رفتاري كه مشاهده مي كنيم از آن روست كه قرآن را آن گونه كه بايد درك نكرده ايم و به آن درجه از ايمان نرسيده ايم كه خود را مخاطب خدا بدانيم و با ذكر خدا خاضع شويم و با شنيدن آيات او ايمان، مضاعف كنيم و در همه امور زندگي بر او توكل كنيم اما براي رسيدن به اين مرتبه بايد تلاش كنيم.

برگرفته شده از سایتhttp://azad313.blogfa.com/post-329.aspx


لينك | نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:31 توسط جمعی از برو بچ امام محمد باقر|

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس